فرم درخواست کمک مالی

آخرین اخبار
رادیو امید

مشکلات همجنس گرایان در ایران

رادیو امید | 11:47 - 12.02.2018

 سالهاست که در اکثر کشورها همجنس‌گرایی  به عنوان  «بیماری‌ها» در علم پزشکی و در علم روانشناسی به عنوان «انحراف جنسی» تعریف نمیشود. بر همین اساس، قوانین جزایی این کشورها،ازهمجنس‌گرایی  جرم‌زدایی کرده تا آنجا  که ازدواج زوج‌های همجنس‌گرا قانونی بوده و ازدواج آن‌ها مثل ازدواج زوجین غیر همجنس، رسمی و دارای اثر حقوقی مشابه می باشد.

حکومت‌های بر پایه ایدئولوژیک، چه مذهبی و یا غیر مذهبی، دشمنی عمیقی با همجنس‌گرایی و همچنین همجنس‌گرایان داشته و دارند. در تعالیم مذهبی همه ادیان، تنها نوعی از رابطه‌ی جنسی که منجر به تداوم نسل انسان شود، مورد احترام و حتی مقدس است و هر گونه روابط جنسی غیر از این، نکوهیده و حرام می باشد.

در کشورهاى اسلامى که بر اساس جدایى جنسى و شریعت اداره میشود، همجنسگرایی رسما یک تابو به شمار میرود. همجنس گرایی در ایران، با الفاظ رکیک ، دشنام  و خنک‌ترین و زشت ترین لطیفه‌ها بیان مى‌شود. همجنسگراها اگر منحرف هم خوانده نشوند، در نهایت یک بیمار محسوب مى‌شوند. که این مسئله خود نیاز به فرهنگ سازی دارد. بر اساس آمار تأييد شده‌، همجنسگرایان چهار تا هفت درصد جمعيت دنیا را تشکيل مى دهند. با این حساب، تعدادهمجنسگرایان ايرانى می‌تواند حدود چهار ميليون نفر باشد.

با وجود تابو بودن، این مسئله هرگز به معناى آن نبوده و نیست که در عمق جامعه، این واقعیت‌ها وجود ندارد و به راه خود نمیرود.

نحوه برخورد با همجنسگرایی را می توان یکی از چالشهای جامعه ایران دانست.همجنسگرایی در ایران جرم است و برای مردان مجازات اعدام و برای زنان مجازات شلاق را در پی خواهد داشت. با این همه به نظر می‌رسد آموزشهای فرهنگى و تلاش نهادهاى حقوق بشرى براى به رسمیت شناختن حق انتخاب شریک جنسى در همجنسگرایان ایرانى نیز موثر بوده باشد. آنها به صورت تدریجی در حال تعریف هویت خود و آشکار کردن آن به دیگران هستند.

امروزه میبینیم که افراد دگرباش زیاد شده‌اند. واین به دلیل تبلیغات نیست که این فراد زیاد شده اند و بعد با آمار گفته شود که زیاد شده اند همجنسگرایی با فرد به دنیا می آید و زیاد شدن این‌ها به این دلیل آشکارسازى آن است. کسى که جرات نمی‌کرداز علایق جنسی خود به کسی چیزی بگوید امروز حداقل به چند نفر از دوستان نزدیک‌ خود می‌گوید.و بدلیل آشکارسازى مردم فکر می‌کنند جمعیت دگرباشان بیشتر شده است.

 

گرایش جنسی انتخابی نیست. همان طور که شما با گرایش دگرجنسگرایانه به دنیا آمده‌اید و علاقه به جنس مخالف دارید، یک عده از افراد هم با این نوع گرایش به دنیا می‌آیند که علاقه به همجنس خودشان دارند. این کاملا طبیعی است و قابل کسب از محیط و اجتماع نیست.

درجامعه ایران، به دلایل فرهنگى و سنتى و مذهبى در باره مسائل جنسى از هر نوع به صورت شفاف صحبت نمی‌شود،و هیچ گونه آموزشی نیز در این زمینه برای کودکان وجود ندارد.اما برداشت‌هاى عوامانه ای میان مردم هست که دگرباشان جنسى را به دو دسته زن صفت و مرد صفت یا بهتر گفته شود، فاعل و مفعول تفسیم می‌کنند. جالب آن که دگرجنس‌خواهى که به دید دیگران، زن‌واره یا مفعول در نظر گرفته میشود بیشتر مورد تحقیر و تمسخر قرار می‌گیرد.و خود این برداشت و تقسیم بندی به عنوان فاعل یا مفعول حتی در روابط بین دو غیر همجنس هم نشانه ای از فرهنگ مرد سالار و ضد زن میباشد و وسیله ای است برای تحقیرهر چف بیشترزنان. حتی این اندیشه در بعضی از زنان نیز وجود دارد و خود را مفعول و جنس دوم میپندارند و باعث گسترش فرهنگ مردسالاری میشوند.

مردان گی عموما مرد سالار نیستند و زنان با آنها احساس امنیت بیشتری دارند و جامعه مرد سالار و فاعل پنداراین مردان همجنس خواه را به عنوان مفعول میبینند و وجود آنها رانوعی توهین به جامعه مردان میدانند.از دید جامعه مردسالار زن وسیله ای برای رفع شهوت است و اینگونه مردان در حد یک زن برای آنها سقوط کرده وبسیار بد به نظر میرسند.

 

اصطلاحى هست در علم سکسولوژى که به آن ”کامينگ اوت“ می‌گويند. کسى که گرايش همجنس‌خواهانه دارد، درمرحله اول خودش به این آگاهی میرسد که همجنس‌گرا است و در مرحله بعد اين را به محيط اطراف نشان می‌دهد. در بسيارى افراد، اين دو مرحله باید به صورت عادى و طبيعى اتفاق بيفتد تا ضامن سلامت روحى و روانى شخص باشد. در ایران نه تنها مرحله دوم بسیار سخت ممکن است، بلکه مرحله اول هم عملى نمی‌شود. بسيارى حتى با جنس مخالف ازدواج می‌کنند و صاحب فرزند می‌شوند و هميشه درون خود سعی در سرکوب فانتزی‌هاى جنسى به همجنس خود را دارند.

 

اعضاى خانواده معمولاً آخرین کسانی هستند که در جريان همجنس‌خواهى فرد قرار می‌گيرند، گروهى از همجنسگرایان، ايران را به دليل طرد شدن از سوى خانواده يا جامعه يا از بيم قوانین سخت گیرانه جمهوری اسلامی مانند زندان و اعدام، ترک مى کنند. آنها از کشورهاى اروپايى بعنوان اقليت هاى جنسى درخواست پناهندگى مى کنند، اما آنجا نیز با مشکلاتی روبرو می‌شوند.

در کل اقليت‌هاى جنسى ايرانى، مثل ترانس سکشوئل‌ها (با این وجود که عمل تغيير جنيست در ايران آزاد است) يا دو جنس‌گراها، آمار بالايى در پناهجويان دارند.

ایران از معدود کشورهای جهان است که در آن همجنسگرایان با خطر محکومیت به اعدام به دلیل رابطه جنسی مواجه هستند.

قوانین کیفری در نظر گرفته شده برای زنان همجنسگرا از جمله معدود قوانین کیفری ایران است که اندک تبعیض مثبت جنسیتی را برای زنان درنظر گرفته است. با وجود اینکه خطر صدور حکم اعدام همچنان برای زنان همجنسگرا نیز وجود دارد، اما حکم اولیه در نظر گرفته شده برای رابطه جنسی دو زن با یکدیگر در ماده ۱۲۹ قانون مجازات اسلامی۱۰۰ ضربه شلاق است و نمایندگان مجلس در ماده ۱۳۵ لایحه جدید مجازات اسلامی نیز همین کیفر را برای زنان لزبین (همجنسگرا) در نظر گرفته‌اند.

با این حال ماده ۱۳۵ این لایحه حکم اعدام را برای تکرار همجنسگرایی در زنان تایید کرده و آورده است: «هر‌گاه زنی به جرم رابطه جنسی با زن دیگر سه بار محاکمه شده و حد بر او جاری شود، در مرتبه چهارم اعدام خواهد شد.

تعریف مساحقه (رابطه جنسی دو زن با یکدیگر) اما در این لایحه اندکی تغییر کرده.در قانون مجازات اسلامی فعلی، چنانکه ماده ۱۲۷ آن شرح داده، مساحقه عبارت است از «همجنس بازی زنان با اندام تناسلی»؛ اما لایحه جدید در ماده ۲۳۸ مساحقه را «قرار دادن اندام تناسلی انسان مونث، بر اندام تناسلی همجنس خود» تعریف کرده است. تعریفی که شاید بتواند موارد رابطه همجنسگرایی برای زنان را کمتر کند و به نوعی زنان کمتری را در معرض خطر محکومیت قرار دهد.

مجازات‌های سختگیرانه موجود در قوانین کیفری جمهوری اسلامی ایران  که حتی حکم اعدام را نیز برای همجنسگرایان در نظر گرفته ، جدا از جنبه اجرای آن، زندگی روزمره همجنسگرایان را در معرض تهدید قرار داده و پشتوانه‌ای قانونی است  برای نپذیرفتن آن‌ها از سوی جامعه.تهدیدی که شماری از آنها را مجبور به عمل جراحی تغییر جنسیت کرده، بعضی را مجبور به ترک وطن کرده، برای عده ای نیز موجب تن دادن به نوعی از زندگی که از طرف جامعه تحمیل شده و از دید عموم عادی به نظر میرسد ولی همجنسگرایان را تحت فشار قرار داده است شده است.

در این میان مسئولان جمهوری اسلامی همواره سعی داشته و توانسته اند  تا از پاسخگویی نسبت به مسئله همجنسگرایان و حقوق آن‌ها شانه خالی کند و از پاسخی درست و منصفانه و مطابق با قوانین حقوق بشری دوری جویند.

 

کلید واژه ها