فرم درخواست کمک مالی

رادیو امید

اصلاح طلبان و اعتراضات سراسری در ایران

رادیو امید | 13:45 - 24.01.2018

 دراعتراضات سراسری دی ماه ۱۳۹۶ ایران  شعارهایی که سر داده شد عبور از خط قرمزهای حکومت و متفاوت نسبت به اعتراضات قبلی بود و معترضان سرخورده ازهر دو طیف حکومتی به دنبال راه سوم و جدیدی بودند. مردم به دنبال شکستن سلطه‌ و خارج کردن سیاست ازدست اصلاح طلبان ،اعتدال گراها و اصول گرایان بودند.

انچه بیشتر از همه نمود داشت، تنوع بیشتر شعارها بود که می تواند بازتاب وسعت نارضایتی در همه اقشارجامعه ایران باشد. شعارها در این اعتراضات علاوه بر جنبه سیاسی، به صورت گسترده بعد اقتصادی هم داشت به صورتیکه کلماتی مانند دزد، فاسد و اختلاس در اعتراضات قبلی مانند جنبش سبز شنیده نمی شد. همچنین شعارهایی که در تعریف و تمجیداز سال های پیش از انقلاب و یا خاندان پهلوی و همچنین علیه هر دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا مطرح شد، طیف بسیار بزرگی از نارضایتی ها را نشان می دهد. و میتوان نتیجه گرفت که مردم از سیاستهای هر دو طیف حاضر در حکومت در مدیریت کشور نا امید و سرخورده هستند.

در این اعتراض‌ها هیچ نامی از رهبران جنبش سبزنیامده است و همچنین نمادهای دیگر آن اعتراض‌ها مانند شعار«‌الله اکبر»‌ یا شعارهایی که جنبش را به صورت مذهبی جلوه بدهد دیده نشد.

عمده ترین تفاوت در اعتراضات اخیر با اعتراضات قبلی این بود که اعتراضات اخیر از دل تفاوت دیدگاه ها و دعواهای میان دو جناح اصول‌گرا و اصلاح‌طلب و یا مانند جنبش سبز با شعار (رای من کو ) بر سر انتخابات بیرون نیامده است، بلکه نشان از ناامیدی و سرخوردگی اقشار مختلف مردم از سیاستها و روش مدیریت کشور می باشد. در این اعتراض ها شاهد استقلال مردم از هر دو جناح داخل حکومتی هستیم. همچنین شعارها بسیار متنوع و عمومی بوده و در تمام تظاهرات ها شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر داده شده است.

در کل میتوان گفت بزرگترین بازنده این اعتراضات طیف اصلاح‌طلبان بودند.اصلاح طلبان در بیست سال گذشته گفتمان اعتراضی را پیش میبردند و با شعار ها و امیدهایی که می دادند توانسته بودن در زمان انتخابات مردم را به پای صندوق های رای بکشانند، در این اعتراضات نه تنها دیگر مردم را نمایندگی نمیکردند بلکه حکومت را تشویق به سرکوب نیز کردند.

با گذشت چند روز از اعتراضات در ۱۱ دی ماه مجمع روحانیون مبارز به ریاست محمد خاتمی، بیانیه‌ای منتشر کرد که اکثر بندهای آن به «حمایت دشمنان از آشوبگران»، «لزوم هوشیاری در مقابل انحراف»، «سوء استفاده عناصر فرصت طلب از اعتراضات» و «حمایت دشمنان از جمله آمریکا از آشوبگران» پرداخت.

این بیانیه با واکنش های انتقادی زیادی روبروشد.بعضی از چهره های جناح اصلاح طلب یا سکوت کردند یا حتی مانند عباس عبدی خواستار برخورد با معترضان به عنوان اغتشاشگر شدند.

همچنین محمد هاشمی رفسنجانی، برادر علی‎اکبر هاشمی‎رفسنجانی با نقل قولی ازخمینی به روشنی گفت: اصولگرا و اصلاح‌‏طلب همه در   «یک کشتی» نشسته‌اند، اگر کشتی «سوراخ» شود همه غرق میشویم. علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز در سال‌های گذشته بارها از «اصلاح‌طلب» و «اصولگرا»، به عنوان «دو بال نظام»‌ نام برده بود که نظام به هر دوی آنها نیاز دارد وگرنه مختل می‌شود.

بعضی از چهره‎های اصلاح‏‌طلب نیز موضع دیگری را در پیش گرفتند و دست‌کم در حرف به سوی حکومت غَش نکردند مانند عما الدین باقی فعال سیاسی و روزنامه‎نگارکه نوشته از چند روزنامه و خبرگزاری با او تماس گرفته شده تا نظرخود را درباره اعتراضات بگوید. او  به آنها گفته «علاقه‌‏ای به حرف‎های کلیشه‎ای و تکراری» ندارد و گفته است:‌ «از اینکه همواره ناگزیریم طوری برای شما حرف بزنیم که نه سیخ بسوزد نه کباب و به تریج قبای کسی برنخورد تا بتوانید منتشر کنید دیگر حالم از خودم هم بهم می‎خورد. به نظر من تا نشود آزادانه و صریح درباره همه علل و دلایل و راه حل‌ها صحبت کرد این رخدادها پایان نمی‎گیرند و اگر هم با هر روشی خاموش شوند موقتی است (تاکید می‎کنم موقتی است) چون علل و ریشه‎های آن موجودند(.

علی تاجرنیا، فعال سیاسی نیز گفته «نباید اعتراضات مردم را فقط مختص به دولت، وضعیت معیشتی و اقتصادی آنان بدانیم و در واقع این کار به نوعی تنزل دادن و محدود کردن خواسته‌های آنان است». او همچنین تاکید کرده «آنچه بیش از هر چیز امروز مردم را ناراضی می‌کند صرفا مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست، تبعیضی که آنان در برخورد با فساد می‌ببینند هم یکی دیگر از این عوامل است».

محمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی نیز در توییتی نوشته است «بیگانگان و کسانی که معترضان را به آنان نسبت می‌دهند، مانند دو تیغه یک قیچی‌اند که گرچه در ظاهر با هم تضاد دارند، اما درواقع برای قطع یک ریشه به کار می روند؛ و آن امید مردم به شنیده شدن اعتراض‌شان به فرآیندهای ناعادلانه و فساد نهادینه شده در ما مسئولان قوای سه‌گانه است».

اگر یک وجه این اعتراضات را نفی کامل جناح اصلاح طلب از طرف مردم در نظر بگیریم  می توان نتیجه گرفت که چرا واکنش اصلاح‌طلبان تا این حد برضد مردم بود. و در این میان میتوان گفت که اصلاح طلبان دچار غافلگیری در مورد اعتراضات  شده اند.

جناح اصلاح‏‌طلب بر سر دوراهی قرار گرفت. عده ای از آنها سکوت کردند وبعضی دیگر به این فکر که آیا این اعتراضات را به عنوان یک اعتراض مردمیو سراسری و در واکنش به گرانی‎ها، فقر، بیکاری،مشکلات معیشتی و اقتصادی و فساد بررسی کنند و یا در کنارنظام بمانند و از آنجا که وجودشان گره  خورده با سرنوشت این نظام است و به قولی هر دو در یک کشتی هستند، توانایی خود را برای کوچک جلوه دادن، خاموش کردن و سرکوب اعتراضات مردمی به کار بگیرند.

دراین میان همچنین اصلاح طلبان به این نتیجه رسیده اند که در این اعتراضات نه شعار «رای من کو» سر داده شد و نه رنگ سبز و بنفشی در کاربوده و نه درکل مردم دیگر به چهره‌های اصلاح‌طلب امیدی دارند. این اعتراضات با جدایی از «دو بال نظام»، «کشتی» نظام را که هر دو طیف اصلاح‌طلبان و اصولگرایان داخل آن هستند «سوراخ» کرده‌ است.
به نظر یکی از نتایج این دوره از جنبش مردمی ایران را باید افشای نظرات پر ابهام و فریب کاری  اصلاح‌طلبان و آگاهی مردم نسبت به آن دانست.

موضع‌‏گیری‎های محسن هاشمی رییس شورای شهر، معصومه ابتکار،محمود واعظی ،عباس عبدی،محمد رضا جلایی پور، محمدرضا عارف و چند نفر دیگر نشان دهنده اهداف و رویکرد اصلاح طلبان با جنبش مردمی اخیر است.

کلید واژه ها